ايرج افشار
51
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
جواب فرمودند كه تا پاى والد بزرگوار ما در ركاب دولت و سعادت باشد ما را چه حد آنكه مرتكب اين قسم جرأتى بشويم . آخر الامر تقصيرات ديگر از آن خان تباهانديشه ضميمهء اين معنى شده [ 27 الف ] فرمان به گرفتن امير خان صادر شد و بعد از چند روز حسب الفرمان در دست مستحفظان به قتل رسيد . وقايع مجمل سنهء 993 - آنكه چون خبر قتل امير خان به روم رسيد مشهور است كه فرقهء روميه از كثرت خوشحالى آن واقعه نقارهء شاديانه نواختند . عثمان پاشا به همراهى چغال پاشا متوجه بلاد آذربايجان شدند . در آن ولا نواب كامياب از شهر تبريز خروج فرمود . هشت هزار سوار در سر هيجده پل بر سر حضرت شاهزادهء مظفرلوا جمعيت نمودند . عثمان پاشا كه سركردهء پاشايان عثمانلو بود يورش به بلدهء تبريز آورده در عرض اندك ساعتى چون خرابى و قتل آن گروه موافق تقدير ملك قدير بود دقيقهاى از دقايق كوشش و كشش و غارت و يغما و تاراج فروگذاشت نكرد . اين واقعه روز سهشنبه بيست و هفتم شهر رمضان روى داد . عثمان پاشا و چغال پاشا و پاشايان ديگر كل عساكر خود را به شهر تبريز جاى داده در عرض چند روز حصار تبريز را از سدّ سكندر و قلعهء خيبر محكمتر نمودند و مستعد پيكار شاهزادهء نامدار نشستند . سپاه رزمخواه قزلباش دست تهور از آستين شجاعت برآورده از جاى درآمدند و از هر طرف سپاه روميهء شوميه چند نفر خود جدا نموده از پيش ايشان گريزان شدند . به هر طرف جمعى كثير از فرقهء رومى اسب انداخته آن جماعت را تعاقب نمودند . در چنين هنگام شاهزادهء كامكار مانند شير شرزه از كمينگاه بيرون تاخت و به قتل آن بىدينان از قرار واقع پرداخت و تا چند روز بههمين نمط شاهزاده با ايشان پيكار داشت تا آنكه جمع كثيرى از پاشايان بدين وسيله به شمشير تدبير سپاه نصرتپناه كشته گشتند . از اعراض اين معنى عثمان پاشا به مرض موت گرفتار گشته به همراهى جمّ غفيرى از بلوك باشيان عثمانلو و اصل دركات جهنم شد ، و بعد از آن بقيهء عسكر روميه تاب مقاومت نياورده عازم الكاء كردستان گرديدند . چون خاطر شاهزادهء مظفرلوا از اين فتح فراغت يافت ولى خان تكلّو كه داماد امير خان تركمان بود طهماسب ميرزاى برادر آن حضرت را به دست آورده نقارهء شاديانه و طبل ياغيگرى فرو كوفت . از اين سبب ايل تكلّو و تركمان بر سر او